تو نیستی بـعــله ... گاهی شعر عاشقانه هم ميشه نوشت توو وبلاگ! خز و خيلم نيست!! وقتی آدم حسابی ميطلبتش ... گاهی آدم خودش نميتونه چيزی بگه... بايد يكی _مثلا يه شاعر مثل شاعر همين شعر _ بجاش حرف بزنهL
این باران بی هوده می بارد
ما خیس نخواهیم شد...
بی هوده این رودخانه بزرگ
موج بر می دارد و می درخشد
ما بر ساحل آن نخواهیم نشست...
جاده ها که امتداد می یابند
بی هوده خود را خسته می کنند
ما با هم در آن ها راه نخواهیم رفت...
دل تنگی ها، غریبی ها هم بی هوده است
ما از هم خیلی فاصله داریم
نخواهیم گریست...
بی هوده تو را دوست دارم...
بی هوده زندگی می کنم
این زندگی را قسمت نخواهیم کرد...
+ چهارشنبه هشتم شهریور 1385<---- آستیگ.مات