تبليغاتX
عبورِ آستيگماتی

 

من ازين وبلاگايی دوس دارم داشته باشم كه هی هرچی تو ذهنته همونموقع تووش بنويسی ؛

حتی شده روزی هوارتا پست ، يا روزی هــيچ پست .

امّا نميتونم داشته باشم، به هزار و يك دليل .

آدم به خيلی از آرزوهاش مجبوره كه نرسه .

+ یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386<---- آستیگ.مات


مینویسم.

و لابلای این واژه ها انگار میگردم پیِ چیزی.

نمیدونم ؛ شایدم یه چیزی هست توی این واژه ها، که میگرده پیِ من.

کم پیش میاد همدیگرو توی این پیچ و خم پیدا کنیم؛

ولی این کند و کاش یا جست و جو یا قایم باشک یا هرچی که اسمش هستُ دوس دارم.

 

+ چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386<---- آستیگ.مات


اگر در آن لحظه فرشته ای نيك سرشت پيش رويم ظاهر ميشد و ميپرسيد چه ارزويی دارم تا براورده اش كند، ميگفتم :

« آرزو ميكنم تدی كنت می آمد در بيشه ی جـان متكبر و سوت ميزد و سوت ميزد، و من قدم از قدم برنميداشتم!»

ديگر طاقت تحملش را ندارم ، بايد او را از زندگيم بيرون كنم.

 

صفحه 1136

« آخی! با همين چند خطی كه نوشتم و خودم را خالی كردم، احساس ميكنم حالم بهتر شد. با به روی كاغذ آوردن احساساتم انگار وجودم را از چيزی الوده پالايش كردم. خودم هم ميدانم كه طبيعی است كه هر انسانی در زندگی اش روزهای پر تنش و مايوس كننده ای را تجربه كند ؛ روزهايی كه در آنها حس ميكند زندگی تمام رنگ و جلايش را از دست داده است. حتی آفتابی ترين روزها هم خالی از ابر نيست ؛ ادم نبايد هيچوقت فراموش كند كه خورشيد هميشه وجود دارد ، آن بالا ، حتی در ابری ترين روزها!

« چقدر راحت است آدم فيلسوف مـآبانه حرف بزند_ آن هم روی كاغذ! »

(تذكر :_ اگر در يك روز سرد و بارانی، بيرون باشی، آيا اين باور كه خورشيد آن بالا، در اسمان است، تو را از خيس شدن محفوظ نگه ميدارد؟؟! )

خوب، دست كم خـدا را شكر كه هيچ وقت دو روز عين هم نميشوند .»

 

صفحه1173

+ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386<---- آستیگ.مات


 

قطار قديمی ، روی ريل می‌لغزيد و تلو تلو می‌خورد ؛

ديگر تكـرارِ مسير هر روزه را بر نمی‌تابيد، وقتی مدام چشمانِ

لوكوموتيورانش می‌رفت پیِ هواپيماها و جــا می‌ماند جائی در

انتهــای آسمان ؛همآنجا كه هواپيماها ناپديد می‌شوند ...

بايد كاری می‌كرد . ترديدی در كار نبود ؛ بايد لوكوموتيورانِ پـير را

به آرزويش میرساند .

پس ، تصميمش را گرفت ؛

"روی آن پُل بزرگ كه برسد ، پـرواز خواهد كرد."

 

+ سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386<---- آستیگ.مات