جناب روباه ، من تمامِ حرفهايتان را درباره شازده كوچولو دوست دارم و ارج می نهم و مشکلی نیست منتاهاش جسارتا" توی كَتَم نمی رود اصلا" اين قضيه ی گندمزار و موهای طلائی اش ؛ كلّن از همان اول شازده كوچولوی تخيّلِ من مو مشكی بود و لاغير . پ.ن : بعد قرنی دوباره خوندمش...هنوزم تکه .
+ دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387<---- آستیگ.مات