تبليغاتX
عبورِ آستيگماتی - Alpha=؟

 

اينهمه شور و شوق و احساس و ...

چـی تو ذهنمه الان ... ؟ اصلاْ چيجوری ميشه توضيحش داد ؟ ...

 

شايد بشه اينجوري گفت ؛

انگار تهِ هــمـّـه چيز يه  تنهائی  هست .

اصلاْ آدميزاد مثِ يه محلول با ذرات غير قابل حل می مونه ؛

اين  ذراتِ غير قابل حل ، همون تنهـائیِ آدماست .

حالا حسّابی هم كه برداری اين محلول رو تكون بدی و همْ بزنی ،

اين ذرات، فقط واسه يه مدّت شناور می مونن ؛

باز آخرش دوباره تـَه نشين ميشن و ...

تنهائی ، يه ذره ی غير قابل تــ‌ج‌زیــ‌ه ست .

و همهی آدما هم دارَنِش ؛ بی برو برگرد .

 

 

 

 Ä  توضيحِ بهتر هركی كه داره ، آستينِ همّتش بالا .

 

+ دوشنبه چهارم خرداد 1388<---- آستیگ.مات |