بازی را بـاختی مـَرد ؛ شبیه آن مردی كه متوسل به زور و تهديد میشود برای نگه داشتنِ معشوقی كه روحاش جای ديگريست... باختی مثل او . با اين تفاوت كه بازیِ تو هزاربار كـثـيـفتر بود و قدرت نمايیات حقارتآورتر ، با هدفی شومتر . بــازیِ تو رنگ و بوی خـــون گرفت ... بازیِ تو به آتش كشيد ... و آتـش هيچگاه از به آغوش كشيدنِ خالقش نمیهراسد ... حالا اين تو و اين تمامِ آنچه كه بخاطرش ... اين تو و اين قدرت ! امّا باختی مـَرد ؛ باختی . نه ؛ سزاوار كلمه "مـرد" هم نيستی ؛ نــبودهای هرگز .
+ یکشنبه هفتم تیر 1388<---- آستیگ.مات |