ديـدی آدم توو ساحل ، هی دوس داره بنويسه يا شكلك بكشه روو ماسههای صافِ دس نخوردهی موجِدريا خورده ؟ هزاری هم كه بدونه ، الانه كه باز دوباره موجـه بياد بزنه همهی اين نقشهارو پاك كنه ببره... هيچی هم باقی نذاره ، طوری كه انگار از همون ازل هم نقشی روش نبوده كه نبوده ... امّا آدمـه باز دوس داره كه ... خب ، توو زندگی هم حرفهايی/نقشهایی هست ، كه مدت كوتاهی ميشه گفتشون، شنيدشون/ديدشون يا نشونشون داد ؛ چـرا كه توو زندگی هم موجهايی هست ، كه میدونی مسيرش اينطرفیـه ، و بالاخره مياد ميزنه پاكشون میكنه میبره با خودش ... امّا بـاز ... پ.ن : اين يكی سیآسی نيست . پست قبل آخريش بود .
+ یکشنبه هفتم تیر 1388<---- آستیگ.مات