هر آدمی ، يه چيزی شبيه آلبوم داره توو ذهنش ؛ تووشم پُره از تصويرای خاصی كه خودش از ديگران ساخته ، هرجورم دلش خواسته ساخته ... بی هيچ محدوديتی ... بعضیوقتا میترسه از دستشون بده ؛ يعنی مبادا كه ثابت بشه كه تصويراش واهی بودن... نميخواد ببينه كه يكی يكی رنگ می بازن ... اينه كه گاهی عقبنشينی میكنه ، نميخواد بذاره كه فرصت ثابت شدنش پيش بياد...تا شايد نگهشون داره . درست مث اينه كه ، اين آدمه تصويراشو محكم میچسبونه به قفسه سينهاش كه باد نبرتشون ؛ اين آدمه يه موجود ترسـوئه شايد ؛ اين آدمه منَم . خودِ خودم .
+ سه شنبه نهم تیر 1388<---- آستیگ.مات |